روزگار عجب کارنیوالیه !!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/19ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط مینو |
این شعر رو قاسم افشار خونده ، واسه یه فیلمه که هفت یا هشت سال پیش پخش می کرد، اسمش یادم نمیاد ، لطفا اگه کسی یادشه بگه ... با شروع قصه ها
چند روز پیش خیلی اتفاقی تو یه تاکسی دوباره شنیدمش ، یادم افتاد چقدر این آهنگ رو دوست داشتم !!!
زير اين چرخ كبود
توي اون تنگ غروب
يكي بود هيچكي نبود
يكي بود ديده نشد
مثل خواب يك صدا
ميون قصه كه بود
از من و از تو جدا
باشروع قصه ها
تو جووني پير ميشيم
بجاي فرصتامون
واسه فردا دير ميشيم
بشنويم قصه هارو
زودتر از غصه شدن
واسه دير شدن بسه
خودتو به خواب نزن
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/17ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط مینو |
هنوزم چشـمای تو مثــل شبــای پـر ستــــاره اســـت
هنوزم دیـدن تـــو برام مثــل عمـــر دوبـــاره اســـت
هنوزم وقتی می خنـــدی دلـــم ازشــــادی می لـــرزه
هنوزم با تـــو نشســــتن بـه همـــــه دنـــیــا می ارزه
اما افسوس تو رو خواستن،دیگه دیــــره،دیگه دیـــره
اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمی گیره، نمی گیره
تا گــلی از سـر ایوون تو پژمـــرد و فرو ریـــخــــت
شبنـــمی غمــــزده از گوشـــه چشمـــان من آویـــخت
دوری بیــن مـن و تـــو دوری مـاهی و دریــاســـــت
دوری بـیـن مــن و تـــو دوری مـــاه و تـمـاشــاســت
اما افسوس تو رو خواستن،دیگه دیـــره،دیگه دیــــره
اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمی گیره، نمی گیره
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط مینو |
اولین و آخرین ــ حسین پناهی
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم که پا ، جا پای خود می نهیم
و غروب می کنیم ، هر پسین .
آن روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟
ای راز
ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین .
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط مینو |
یادمه وقتی آزاده تو کما بود یه تسبیح دست می گرفتم ، اسم تمام پیامبرهایی که شنیده بودم ، اسم تمامی امام ها ، امام زاده ها رو می گفتم ، ازشون کمک می خواستم ...
اما چیزی که از اون موقع تو ذهنم مونده و هیچوقتِ هیچوقت یادم نمیره اینه :
یه روز که داشتم از کلاس زبان پیاده میومدم خونه تقریباً دو ماهی می شد که آزاده تو کما بود صدای یه نفر داشت از بلندگوی یه مسجد پخش می شد داشت می گفت هر کس سه بار امام رضا رو به پسرش امام جواد قسم بده امام رضا حاجتش رو براورده می کنه ، منم همونجا وسط خیابون ایستادم و همون کار رو کردم به چند روز
نکشید ، به چند روز نکشید ...
حالا که می بینم هیچ اثری از بیماری واسه آزاده نمونده و شده مثل قبل ، حالا که 6 سال از اون موضوع می گذره ، حالا که 88/8/8 شده ، این راز رو که بین من و خودش بود گفتم ...
« سلام بر تو ای ولی خدا ، سلام بر تو ای حجت خدا ، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکی های زمین ، سلام بر تو ای استوانه زمین ، سلام برتو ای وارثحضرت آدم برگزیده خدا، سلام برتو ای وارث نوح پیغمبر خدا ، سلام برتو ای وارث ابراهیم خلیل خدا ، سلام برتو ای وارث اسماعیل قربانی خدا ، سلام برتو ای وارث موسی هم سخن خدا ، سلام برتو ای وارث عیسی روح خدا ، سلام برتو ای وارث محمد رسول خدا ، ... ، خدایا روزی من گردان به وسیله ایشان خوبی و دنیا و آخرت را و بگردان از من به برکت ایشان شر دنیا و آخرت و دهشت های قیامت را .»
+ نوشته شده در جمعه 1388/08/08ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط مینو |
این روزا 2D شدم ، مثل نقاشی روی کاغذ ، زود مچاله می شم ... !
طبیعتم اینه ، چیزایی رو که بیشتربرام مهمه کمتر به زبون میارم ، شده مایه عذاب خودم و بقیه ...!
جدیدا تست اجرای خبر انگلیسی واسه Press TV دادم ، خیلی دوست دارم قبول بشم ، کاش بشه ... !
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/06ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط مینو |
That's the way it is با صدای Celin Dion
I can read your mind and I know your story
من می تونم ذهن تو رو بخونم ، و داستان تو رو می دونم
I see what you're going through
من می بینم که داری به سوی چه چیزی پیش میری
It's an uphill climb, and I'm feeling sorry
این یک کوهنوردیه ، و من احساس تاسف می کنم
But I know it will come to you
اما می دونم که این راه به تو می رسه
Don't surrender 'cause you can win
تسلیم نشو ، چون تو میتونی برنده بشی
In this thing called love
در این چیزی که اسمش عشقه
When you want it the most there's no easy way out
وقتی بیشتر از هر چیزی اونو می خوای ، هیچ راه آسونی نیست
When you're ready to go and your heart's left in doubt
وقتی که آماده رفتنی اما قلبت در شک باقی مونده
Don't give up on your faith
ایمانت رو از دست نده
Love comes to those who believe it
عشق به سوی کسانی می آید که آن را باور دارند
And that's the way it is
و عشق اینطوریه
When you question me for a simple answer
وقتی تو از من یه جواب ساده می خوای
I don't know what to say, no
نه ، من نمی دونم چی بگم
But it's plain to see, if you stick together
ولی این خیلی روشنه ، که اگه با هم بمونید
You're gonna find a way, yeah
یه راهی پیدا می کنید ، بله
When life is empty with no tomorrow
وقتی زندگی خالیه و هیچ فردایی نیست
And loneliness starts to call
و تنهایی شروع کرده به صدا زدن تو
Baby, don't worry, forget your sorrow
عزیزم ، نگران نباش ، غم خودت رو فراموش کن
'cause love's gonna conquer it all, all
چون عشق بر همه چیز برتری خواهد یافت
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط مینو |
توضیحیه ، شرحیه یا جملاتی پیرامون التیام درد ناشی از سوزش دماغ
ابتدا باید بگویم هدف این عکس انحصاراً به فکرواداشتن و همچنین برانگیختن فضولی و در درجات بالاتر سوزاندن دماغ شما بوده و از اینکه می بینم رسالت خود را با موفقیت کامل به مرحله اجرا رسانده ، مراتب خوشحالی خود را اعلام می دارم .
اما
وسط شهر ما یه رودخونه هست که البته بیشتر وقتها خشکه ، اون مقدار آبی هم که توی عکس دیده میشه ته مونده آب رود خونه است حالا اگه از وسط شهر در امتداد رودخونه حرکت کنیم می رسیم به این نقطه که من ایستادم و عکس گرفتم ، اینجا همه افراد خانواده ما کنار هم دیگه باغ دارن ، باغ کوچیک ما هم از زاویه ای که شما عکس رو می بینید میشه پشت سرم ، عکس پایینی باغ کوچیک ماست کنارش هم باغ دایی ها و عموهامه ، وقتی بچه بودیم و حتی الان تابستونا عصر همه فامیل اونجا بودن و ما بچه ها کیف می کردیم ، هر روز از صبح که بیدار می شدیم تلفنی هماهنگ می کردیم ، حتی نمیذاشتیم باباهامون از سر کار که میان یه کم استراحت کنن ، مامان ها هم که بساط عصرونه و آش رشته و بلال و ... نمی دونید چه کیفی داشت ، ما توی باغمون انگور و بادام و آلبالو و ... داشتیم هر چی هم نداشتیم تو باغ دایی و عمو بود (البته واسه من قسمت بدش اینجا بود که به پوست هلو حساسیت دارم ) مثلا فکر کنید درخت گیلاس اینقدر میوه داشت که شاخه هاش می شکست با زردآلوهایی که مزه اش یادت نمیره و ما توی باغ کیف می کردیم حتی استرس عصر جمعه و مشق های ننوشته اش هم خوب بود ...
عکس پست قبل رو من اواخر زمستون پارسال گرفتم ، اون درخت خشکیده هم درخت توت بزرگیه که پایین دره است که کلی توت هاش خوشمزه بود ...
امیدوارم بتونید تصور کنید ...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط مینو |