
+ نوشته شده در شنبه 1387/07/27ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط مینو |
یه شب خوابت چشمامو بی خبر برد
به دنیایی از اینجا ساده تر برد
به دنیای گل و نور و ترانه
میون لحظه های عاشقانه
تو تنها دلخوشی تنها امیدی
تو حرفی که نمی گفتم شنیدی
تو با من بودی و من بی تو افسوس
تو خورشیدی و من دنبال فانوس
تو رقص ماه و خورشید و ستاره
خودم رو باتو می دیدم دوباره
میون خواب و بیداری نشستم
هنوزم پیش چشمای تو هستم
+ نوشته شده در جمعه 1387/07/19ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط مینو |
با کسی که روز تولدت یادش بره چی کار می کنی ؟
اگه خواهرت بود چی ؟
. . . . . . . . . . . . !
. . . . . . . . .
. . . . . . . .. . . . . . .. ... .. . . . . . .. ... .. .. .. .. . . . . . . . !!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/17ساعت 6:23 بعد از ظهر توسط مینو |
سرما خورده ام - سرما خوردگی را دوست دارم ، احساس خوبی دارم - نمیدانم شاید وقتی صدایم می گیرد احساس خوبی پیدا می کنم - دانشگاه شروع شده -درس هایم سخت است - این ترم استادهایم خوب هستند - در گیر هماهنگ کردن جلسه توجیهی برای پروژه هستم - استاد بختیاری را پیدا نمی کنم - دانشجوهای دیگر کمکم نمی کنند - در آخرین روزهای نوزده سالگی هستم - دوست ندارم بزرگ شوم - پاییز می شود - هوای سرد را دوست دارم -نیمی از راه را پیاده روی می کنم - از دوستان اینترنتی ام بی خبرم - دوست دارم در فکر فرو بروم - موضوعی برای فکر پیدا نمی شود - شارژ کامپیوترم دارد تمام می شود - دیگر چیزی برای گفتن ندارم - نمی دانم - سرما خورده ام . . .
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/15ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط مینو |
And when I'm gone, just carry on don't mourn "eminem" Razor blades floating in the warm bath air bubbles in your veins turning "anathema" If you want me I must be doing something right "westlife"
Rejoice every time you hear the sound of my voice
Just know that I'm lookin' down on you smiling
And I didn't feel a thing so baby don't feel no pain, just smile back
my hands black whispers coming from the next room
window cleaner keeps on SPYING I put my hands up
to my eyes but the HOLES in my PALMS let me find
a way to corner me
I got nothing left to prove
And it's all because of you
So if you need me
And baby I make you feel alive
I know I must be doing
Doing something right
+ نوشته شده در جمعه 1387/07/05ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط مینو |
صرف نظر از اینکه موضوع چیست و حق با کیست ، همیشه مینو مقصر است ! چون از همه کوچک تر است شاید ! چون هیچوقت حق با او نیست شاید ! چون بدبخت است شاید ! شاید شاید شاید ...
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/01ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط مینو |