تبليغاتX
Night Knight

 


توضیحیه ، شرحیه  یا  جملاتی پیرامون التیام درد ناشی از سوزش دماغ

ابتدا باید بگویم هدف این عکس انحصاراً به فکرواداشتن و همچنین برانگیختن فضولی و در درجات بالاتر سوزاندن دماغ شما بوده و از اینکه می بینم رسالت خود را با موفقیت کامل به مرحله اجرا رسانده ، مراتب خوشحالی خود را اعلام می دارم .

اما

 وسط شهر ما یه رودخونه هست که البته بیشتر وقتها خشکه ، اون مقدار آبی هم که توی عکس دیده میشه ته مونده آب رود خونه است حالا اگه از وسط شهر در امتداد رودخونه حرکت کنیم می رسیم به این نقطه که من ایستادم و عکس گرفتم ، اینجا همه افراد خانواده ما کنار هم دیگه باغ دارن ، باغ کوچیک ما هم از زاویه ای که شما عکس رو می بینید میشه پشت سرم ، عکس پایینی باغ کوچیک ماست کنارش هم باغ دایی ها و عموهامه ، وقتی بچه بودیم و حتی الان  تابستونا عصر همه فامیل اونجا بودن و ما بچه ها کیف می کردیم ، هر روز از صبح که بیدار می شدیم تلفنی هماهنگ می کردیم ، حتی نمیذاشتیم باباهامون از سر کار که میان یه کم استراحت کنن ، مامان ها هم که بساط  عصرونه و آش رشته و بلال و  ... نمی دونید چه کیفی داشت ، ما توی باغمون انگور و بادام و آلبالو و ... داشتیم هر چی هم نداشتیم تو باغ دایی و عمو بود (البته واسه من قسمت بدش اینجا بود که به پوست هلو حساسیت دارم ) مثلا فکر کنید درخت گیلاس اینقدر میوه داشت که شاخه هاش می شکست با زردآلوهایی که مزه اش یادت نمیره و ما توی باغ کیف می کردیم حتی استرس عصر جمعه و مشق های ننوشته اش هم خوب بود ...
عکس پست قبل رو من اواخر زمستون پارسال گرفتم ، اون درخت خشکیده هم درخت توت بزرگیه که پایین دره است که کلی توت هاش خوشمزه بود ...
 امیدوارم بتونید تصور کنید ...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط مینو |


 

بچگی من ! 

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/07/25ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط مینو |


 

کنتراست - حسین پناهی

سیاه سیاهم
با زرد هماهنگم کن استاد!
گاه حجم یک کلاغ
کنتراست یک تابلو را حفظ میکند

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط مینو |


 

هوای گریه با صدای همایون شجریان

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من

ستاره ها نهفته اند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من . . .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/22ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط مینو |


 

New Day Has Come __ ._ _ . __  Celin Doin

let the rain come down and wash away my tears
بگذار باران ببارد و اشکهای مرا پاک کند
let it fill my soul and drown my fears
بگذار باران روح مرا پر کند و تمامی ترس هایم را غرق کند
let it shatter the walls for a new sun
بگذار دیوارها را برای خورشیدی تازه نابود کند
a new day has come
یک روز جدید آغاز شده است ...

__._  __ . ___ _ _ __.__..__ _.___ .__ _ _ _.__ _ _  . _ __ _._._.__ _ __.

Incomplete __ ._ _ . __ Back Street Boys
 
I've tried to go on like I never knew you
من تلاش کرده ام  طوری ادامه بدم که انگار تو رو اصلا نمی شناختم

I'm awake but my world is half asleep
من بیدارم اما دنیای من نیمه خوابه
I pray for this heart to be unbroken
من برای این قلب دعا می کنم که نشکسته باشه
but without you all I'm going to be is Incomplete
اما بدون تو همه چیزی که من خواهم بود ، ناتمام است

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط مینو |


 

فردا هفدهمه ...
فردا دیگه level 21 هم تموم میشه .
دلم می خواد آخرین روز این مرحله رو خوب بازی کنم !
کاش وقتی روزگار بهم می گه Game Over حسرت اوقاتی که می تونستم امتیازم رو بالا ببرم و این کار رو نکردم
 رو نخورم !

دیگه اونقدر که دلم می خواد باشم ، بچه نیستم ، حیف !

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/16ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط مینو |


 

بعضی ها واقعا آدم رو حرص میدن ، چرا بعضی ها فکر می کنند که خیلی مهم هستن و بقیه غیر از فکر کردن به اونها کار دیگه ای ندارند ، چرا همۀ حرف ها رو به خودشون می گیرن و فکر می کنن همه از صبح تا غروب فکر می کنند که بهشون چی بگن، خدایی این همه اعتماد به نفس رو از کجا میارن ؟!!
خیلی بعیده آدمایی که منو حرص میدن این نوشته رو بخونن ولی این روزا معجزه زیاد دور از تصور نیست !

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/14ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط مینو |


 

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست   حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

***

منعم نکن ز عشق وی ای مفتی زمان                          معذور دارمت که تو او را ندیده ای

***

یارب امان  ده  تا  باز بیند                                              چشم محبان ، روی حبیبان

***

نفــس نفــس  اگر از باد بشـــنوم  بویش                  زمان زمان چوگل ازغم کنم گریبان چاک

***

کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند    خـاطـرمـجمـوع مـا زلف پـریــشان شـما

***

اهل نظـر دو عـالـم در یک نظر بـبـازنـد                 عشق است و داد اول بر نقد جان توان زد

***

د بده ...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/12ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط مینو |


 

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/10ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط مینو |


 

چه می جویی درون هیچ ،
وقتی همه چیزات هیچ است ؟
هنوز معنای خیال برای خیلی ها معلوم نیست
امان از وقتی که بدانند خیال همان هیچ بوده در ظاهری فریبنده !
امان از وقتی که بدانند خیال همان هیچ بوده در ظاهری فریبنده !

+ نوشته شده در شنبه 1388/07/04ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط مینو |


 

چند وقته دلم واسه چیزهای خاصی تنگ میشه
مثلا دلم واسه آهنگ لوک خوش شانس تنگ شده !
یا مثلا دلم واسه شعله های بخاری تنگ شده !
یا مثلا دلم واسه سریال پهلوانان نمی میرند تنگ شده !
یا دلم واسه کوه رفتن و ریواس و چندال(یه نوع گیاه کوهیه) چیدن تنگ شده !
دلم واسه نمایش خونه مادر بزرگه تنگ شده !
دلم واسه چیزایی تنگ میشه که درمون نداره باید تنگ بمونه !!!


راستی واسم خیلی جالب بود هر نوشته ای رو که من خیلی بیشتر از بقیه دوست داشتم و فکر می کردم اگه بذارم رو بلاگ همه در موردش حرف می زنند ، هیچکی در موردشون حرفی نزد مثلا من شعر نقش سهراب یا همین من گنجشک نیستم رو خیلی دوست دارم ولی هیچکس در موردشون حرفی نزد !

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط مینو |